روزمرگی آدما
چند روزه اعصابم به شدت خورده. مردم به شکل غیر قابل تصوری دچار روزمرگی شدن. هر چیزی حدی داره. یک روز اونقدر ژانگولر بازی در میارن که تا دو روز نعشه کاراشونی یا برعکس مثل این روزا. نه دشمنن. نه حال بهم زن. حتی هیچ هم نیستن. خیلی خسته کننده شدن. ولی یه چیزی رو این چند روزه فهمیدم. به شدت غیر قابل پیش بینی شدن. معیار و ملاکشون عوض شده. بد ریخت و قیافه۱ که باشی پیر و جوون و زن و مرد نمی شناسه. یه جوری نگاه می کنن که انگار یادشون رفته خودشون هم آدمن. خورده میشی تو نگاهشون. اما اگه خوش تیپ باشی عین خیالشون نیست. انگار که اصلان وجود نداری.
وقتی میگم ایرانی هیچ وقت تعادل نداره همه موضع می گیرن.
یا هیچن یا همه چیز که اونم هیچی نیست...
--------------------------------------------------------
۱- بد ریخت و قیافه یعنی آدم حسابی ولی کل کثیف. برو رو داره ولی زیر ریش و پشم مخفی شده.
نکته ۱- یه چیزی به ذهنم رسید. این نتیجه رو هم می تونم بگیرم که آدما تیزبین و ریزبین شدن. دیگه دیدن آدمای خوش تیپ جذابیت و کشش نداره. می خوان از عمق طرف زیبایی و کشش رو بیرون بکشن.
نکته ۲- ایرانی یعنی همین. غیر قابل پیش بینی