کمک

- من به مشکلاتم باختم. می خوام دوباره شروع کنم. باید همه چیزو حل کنم.

...

- می دونم. این دفعه خودم باید خودمو کمک کنم. ولی نیاز به یه استارت دارم.

بحث اینکه کی شروع کنه نیست. بحث اینه که تو دوباره بر می گردی. چه تضمینی میدی که دوباره بر نگردی؟

- چه تضمینی بدم؟

خودت بگو چه تضمینی میدی؟

- هرچی لازمه

هرچی؟

- هرچی. چه چیزی رو ضمانت بذارم؟

خودت بگو. ببینم چقدر ارزش میذاری برای حرف خودت؟

- هرچی تو بگی. خیلی...

خیلی جواب من نیست. اون چیزی که به عنوان ضمانت می ذاری ارزش حرفت رو نشون میده. خوب فکر کن بعد جواب بده.

- برای ضمانت حرفم هر چیزی رو حاضرم بذارم. از شرف و آبرو چیزی بیشتر ندارم. نمی دونم چجوری به ضمانت می ذارن.

همین دو کلمه رو به عنوان ضمانت گذاشتی. مطمئنی؟ خوب فکر کن. چیز کمی نیست.

- قسم می خورم که بر نمی گردم.

شرف و آبرو رو به عنوان ضمانت گذاشتی ها؟!! اینو هیچ وقت یادت نره. و الا...

- و الا چی؟

دیگه چیزی برای زنده موندن نداری...

- باشه

بازم مطمئنی که می خوای شرف و آبروتو  به ضمانت بذاری؟

- آره. مطمئنم

کاش از اول نبودم

- چرا از اول نبودی؟

- یعنی چی؟

- تو نوشتی!!

- آها، همین جوری. بهتر نبود؟

- چیزی شده؟

- نه

- همین جوری حالت خرابه؟ ببینم! تو که به همه امیدواری میدادی دیگه چرا؟؟

- حالم خراب نیست. خوبه خوبم. چرا فکر می کنی که حالم بده؟

- بخاطر اینکه میگی: کاش نبودی؟

- مگه نمیشه تو حالت خوب بودن هم از این حرفا زد؟

- چرا نمی شه! میشه میشه میشه

- وقتی میشه که دیگه مشکلی نیست.

- پس خوشی زده زیر دلت

- باز هم نه. در حالت کاملا عادی به خودم فکر می کنم. من فکر نمی کنم که این جمله مفهوم بدی داشته باشه

- موافقم. دارم گیر میدم

- من هم جواب میدم