تو همه من
جنس خود را خوب میشناسی. و من خود را بهتر از هر فردی در این زندگی. خواست باشد. خواست دریچهای بگشاید. در را بستم. کلونش را هم انداختم. راستی عزیزکم. پیغامت را هم گرفتم. میدانستم و میدانم. برای این است که من تنها تو را و یک شخص را ندارم. بلکه دنیایی را با تو دارم که یک نفر نیست. بلکه بودنش برای من به منزلهی همهی انسانهاییست که من به آنها نیاز دارم برای زیستن. برای بودن و داشتن. به معنای واقعی. این را به او گفتم. میدانی که قوانین نانوشته را بهتر از قانون مکتوب پاس میدارم و هراسی از حرف و نگاه مردم ندارم. آخر میدانی...
دنیایی دارم به زیبایی زندگی...
+ نوشته شده در جمعه ۵ اسفند ۱۳۹۰ ساعت توسط هیچکس
|