گفتن افسردگی نیست
گفتن و گفتن و گفتن. سکوت را محکوم به حبس کردم. تا ای کاشها و حسرتها را خوشحال نکنم. نگاه تو فقط جواب گفتنهاست. نگاهی بی کلام. نگاهی به بلندی فریاد. نخواستم و نمیخواهم ای کاشها را برای تو ببینم. کلام تیز تنها چارهاش بیرون ریختنه تا ببینی کجاش تیز تره تا کندش کنی. تا وقتی در توست درونت رو خراش میده. گفتن افسردگی نیست. گفتن حقیقت افسردگی نیست. همانطور که وجود تو حقیقتیست واقعی. کتمان آنچه که هست فقط ما رو به ورای خود میبرد. گدایی کار کسانیست که داشتن و ندانستن که چی داشتن. اما من میجنگم برای داشتن چیزی که میدانمش. میفهممش. میجنگم که او هم بداند که دارمش...
+ نوشته شده در سه شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۰ ساعت توسط هیچکس
|