هیچ انگاری
سکوت در برابر سکوت و حتی سکون.
همیشه یه جایی باید وایسی. درنگ کنی. کمی استراحت برای گرفتن انرژی، برای رسوندن اکسیژن بیشتر به مغز و تفکر بهتر در جهت برخورد با دشمن. توی این مواقع نباید به خود دشمن فکر کرد فقط باید به روش مقابله با اون، راه نفوذ به دنیای درون اون که برای تو یک جاده ی تاریک بیشتر نیست اندیشید. به دشمن که فکر کنی محو اون میشی. بیرون دشمن تورو محصور می کنه. اونوقت تو وا میدی. شل میشی. درسته که باید دشمن رو دوست داشت. اجبار نیست. اختیاریست لذت بخش، هیجان انگیز. وقتی با دشمن درگیر هستی به دشمن زل بزن. ببین و حتی با نگاهت دشمن رو از پا در بیار. اون موقع تو به دشمن پر و بال دادی. باعث تکاملش شدی. دیگه اون خواهان توست. سکوت در برابر دشمن زیبا نیست. جنس انتظارش خیلی بده. زبر و خراش دهندست. در سکوتت به هیچ نگاه کن و فکر کن تا زمانی که با دشمن روبرو شدی تمامن برای او باشی.