ارتفاع صفر بالاتر از سطح گه
این هیچ دست از سرم بر نمی داره. بدجوری افتاده به جونم. میخواد تا اعماق من نفوذ کنه.
آخه لامصب، این من که دیگه من نیست. چی رو می خوای نابود کنی؟
منی که خیلی وقته گم شده و رفته پی کارش. منِ من مرد. رفت پیش اون خدایی که میگن هست و همه میرن پیشش. دشمنای عزیز روزایی که باید باشن نیستن. تو کجایی؟ وقتی گفتی میخای تو بعضی لحظه هات باشم بدون معطلی گفتم هستم. تو میگی دوسم داری. این دوست داشتن تو هم شده حکایت هیچ من که یه دنیاست ولی هیچی نیست.
دیگه همه چیز مجازه. ارتفاع صفر بالاتر از سطح گه همه کاری مجازه...
+ نوشته شده در شنبه ۲ شهریور ۱۳۸۷ ساعت توسط هیچکس
|